سيد محمد باقر شفتي
174
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
صورت مذكوره نيست . مبحث دوم در تحقيق انحنائى است كه به آن ركوع شرعى متحقق مىشود و تنبيه در تفرقه ما بين ركوع رجال و نساء ، پس مىگوئيم : سابق مذكور شد ركوع شرعى در حق قائم مختار عبارت از انحنائى است كه متمكن بوده باشد مكلف به سبب آن از رسانيدن يدين به ركبتين ، مقصود در اين مقام دو چيز است : اول : آن است كه تنبيه شود بر اين كه وصول رؤوس اصابع كفايت نمىكند در تحقق ركوع شرعى ، بلكه لابد است از انحنائى كه متمكن بوده باشد به سبب آن از رسانيدن كفين به ركبتين ، و اين به دو نحو متحقق مىشود ، يكى آن است منحنى شود به حدى كه سينهء دست كه تعبير از آن به راحهء دست مىشود برسد به زانوها . ثانى آن است منحنى شود به حدى كه باطن انگشتان به زانو برسد ظاهر اين است هر دو كفايت مىكند در اتيان به مأمور به ، اگر چه اول اكمل است . دوم : آن است كه تنبيه شود بر اين كه آنچه مذكور شد در حق رجال است پس در حق زنان چنين نيست ، بلكه انحنائى واجب در حق زنان كمتر از اين قدر است كه مذكور شد ، بلكه هرگاه زن منحنى شود به حدى كه رؤوس اصابع به زانوها برسد ، اين قدر كفايت مىكند در تحقق ركوع واجب در حق زن ، بلكه دور نيست كه گفته شود به كفايت اقلى از اين به قليلى .